تحلیلی بر عملیات مشترک میان ایران و پاکستان

۱۸ آبان ۱۴۰۳

در حالی که برخی از قدرت‌های مداخله‌گر از جمله آمریکا و متحدانش در منطقه به ویژه رژیم صهیونیستی اسرائیل به دنبال برهم زدن امنیت جنوب شرق ایران و حتی بلوچستان پاکستان هستند تا با تأثیرگذاری بر سیاست‌ها و ثبات داخلی پاکستان، عملا روابط ایران و پاکستان را هم تحت تاثیر قرار داده و تقابلی کنند، همکاری‌های امنیتی و عملیاتی مشترک اخیر ایران و پاکستان حاکی از این است که امنیت و ثبات در مرزهای دو کشور خط قرمز مقامات تهران و اسلام‌آباد است و برای تامین امنیت و مبارزه با مزدوران و عناصر تروریستی، همکاری‌های نظامی و امنیتی در کنار تبادل اطلاعاتی تداوم خواهد داشت.

نویسنده :اسماعیل باقری کارشناس ارشد مسائل افغانستان و پاکستان

روابط ایران و پاکستان همواره توأم با حفظ احترام متقابل و دوستی و رعایت اصل همسایگی بوده است، اما با این حال فراز و نشیب‌های روابط دو کشور نیز به دلیل اثرگذاری متغیرهایی نظیر آمریکا، انگلیس، آلمان، عربستان سعودی و امارات، رژیم صهیونیستی اسرائیل و... بوده است. کما این که سردار پاکپور در همايش سران طوايف در زاهدان تصريح و تأکيد کرد که: "اطلاع دقيق داريم سرويس‌هاي اطلاعاتي دشمن با برگزاري جلسات مختلف در برخي کشورهاي منطقه، گروهک‌هاي تروريستي را مامور اقدام در جهت بي‌ثبات‌سازي منطقه کرده‌اند." به همین دلیل(حمایت سرویس‌های‌ جاسوسی کشورهای غربی و عربی مرتجع از گروه‌های تروریستی) روابط دو کشور با وجود اشتراکات فراگیر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی از یک‌سطح معینی فراتر نرفته است.
در دولت سیزدهم، توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با همسایگان از جمله با پاکستان در اولویت سیاست خارجی دولت شهید سیدابراهیم رئیسی قرار گرفت و در دولت چهاردهم نیز این سیاست به نوعی تداوم یافت.
حمایت‌ آشکار و پنهان دشمنان انقلاب اسلامی ایران از مزدوران و اشرار تجزیه‌طلب بلوچ در طول چند دهه اخیر، همواره امنیت استان سیستان و بلوچستان را تحت‌تاثیر قرار داده است. فعال شدن گروهک تجزیه‌طلب ارتش آزاد بلوچستان در ایالت بلوچستان پاکستان، به ویژه پس از سیطره مجدد طالبان بر افغانستان از یک‌سو و افزایش شرارت‌ها و حملات تروریستی کور جیش‌الظلم(جیش‌العدل) در سیستان و بلوچستان، ایران و پاکستان را به این مساله ترغیب کرد که اقدامات امنیتی و عملیاتی مشترکی علیه گروهک تروریستی جیش‌الظلم صورت گیرد.
واقعیت این است که ایران بارها به مقامات اسلام‌آباد اعلام کرده بود که مقر و آموزش عناصر جیش‌الظلم و جندالشیطان(جندالله) در خاک پاکستان است و هر بار که به جنایت و حمله کور دست می‌زدند، به سمت پاکستان می‌گریختند. همین مساله موجب شده بود تا در اواخر سال ۱۴۰۲(دی‌ماه)، ایران به مقر عناصر جیش‌الظلم حمله موشکی کند و پاکستان نیز پس از دو سه روز با حمله موشکی به خاک ایران، واکنش نشان دهد. در سال ۱۴۰۳، اقدامات تروریستی گروهک‌های تروریستی افزایش یافته و عملاً امنیت استان سیستان و بلوچستان را با چالش مواجه می‌ساختند، در سوی دیگر میدان عناصر تجربه‌طلب بلوچ در پاکستان در همسویی با تحریک طالبان پاکستان، حملاتی بر علیه نظامیان پاکستان انجام دادند و همین مساله و البته استدلال ایران در مزدوری گروهک‌های تروریستی موجب شد تا ایران و پاکستان، دست به انجام عملیات مشترک نظامی بر علیه گروهک جیش‌الظلم بزنند، هر چند که به نظر می‌رسد طرف پاکستانی وقتی گزارشات و استنادات ایران در خصوص فعالیت و محل گروهک تروریستی در خاک پاکستان را دید، عملاً نتوانست این مساله را انکار کند و به نوعی مجبور به همراهی با ایران شد، به ویژه که در ماه‌های اخیر روابط ارتش دو کشور در راستای مبارزه با تروریسم در حال افزایش بوده است. تمرکز عملیات پاکستان روی منطقه "پنجگور" است و مراکز گروه‌های تروریستی مانند جیش‌العدل(جیش‌الظلم) از طرف پاکستان مورد هدف موشکی قرار گرفت. در عملیات مشترک پاکستان و ایران در ایالت بلوچستان، جانشین سرکرده گروهک تروریستی جیش‌الظلم و مسئول بخش اطلاعات و امنیت این گروهک با پهپاد در داخل یک خودرو تویوتا مورد هدف قرار گرفته و کشته شدند. تعداد کشته‌های عناصر جیش‌الظلم تا ۱۸ نفر ذکر شده و چندین تن دیگر زخمی شدند. لذا ایران از طریق پهپادهای شناسایی و دادن اطلاعات دقیق به پاکستان، هم عرصه را بر عناصر جیش‌الظلم تنگ کرد و هم بر عناصر تجزیه طلب بلوچستان موسوم به بی‌ال‌ای(BLA)؛ مطلبی که دولت فدرال بلوچستان پاکستان نیز تایید کرد. طبق تفاهمات امنیتی دولت فدرال بلوچستان با ایران، اقدامات مشترک امنیتی در برابر عناصر تروریستی و اشرار با هدف ایجاد امنیت تداوم خواهد داشت و توافقاتی نیز در خصوص کنترل ورود غیرقانونی اتباع افغانستان به ایران شده است.
در نهایت باید گفت عملیات مشترک در نقطه صفر مرزی میان ایران و پاکستان علیه عناصر گروهک تروریستی جیش العدل و عناصر BLA؛ حاکی از روابط نزدیک و هماهنگی امنیتی گسترده میان تهران و اسلام‌آباد است.
در حالی که برخی از قدرت‌های مداخله‌گر از جمله آمریکا و متحدانش در منطقه به ویژه رژیم صهیونیستی اسرائیل به دنبال برهم زدن امنیت جنوب شرق ایران و حتی بلوچستان پاکستان هستند تا با تأثیرگذاری بر سیاست‌ها و ثبات داخلی پاکستان، عملا روابط ایران و پاکستان را هم تحت تاثیر قرار داده و تقابلی کنند، همکاری‌های امنیتی و عملیاتی مشترک اخیر ایران و پاکستان حاکی از این است که امنیت و ثبات در مرزهای دو کشور خط قرمز مقامات تهران و اسلام‌آباد است و برای تامین امنیت و مبارزه با مزدوران و عناصر تروریستی، همکاری‌های نظامی و امنیتی در کنار تبادل اطلاعاتی تداوم خواهد داشت.
هر چند باید توجه داشت که دستگاه اطلاعاتی پاکستان(آی‌اس‌آی) همواره سطحی از تعاملات خود با گروه‌های تروریستی متعدد را حفظ کرده و عملا از این گروه‌ها به عنوان اهرم فشار بهره برده است. لذا باید سطح هوشیاری امنیتی لازم در مناسبات امنیتی با پاکستان، به ویژه رصد و کنترل مرزها باید چیزی بیش از یک حصارکشی ساده باشد.

لینک کوتاه: tanincenter.ir/0000Zq

توطئه غرب برای پاکستان و افغانستان

۰۳ آذر ۱۴۰۳

در تحلیل افزایش حملات تروریستی در پاکستان از خاک افغانستان، نمی‌توان یک عامل یا متغیر را عامل موثر و تعیین کننده دانست، بدون شک نقش انگلیسی‌ها در تعین مرز اختلاف برانگیز دیورند، مداخله قدرت‌های بیگانه به ویژه آمریکا در امور افغانستان و پاکستان، رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، سیاست‌های دوگانه پاکستان و آمریکا و...، هر کدام تاثیر بسزایی داشته است، اما نکته اساسی را باید در عدم درک درست از دوست و دشمن دانست و همین مساله موجب شده تا آمریکا و غرب به راحتی در کشورهای منطقه نفوذ کرده و با ایجاد و مدیریت تروریسم، عملاً اسلام را طبق گفتمان هانتینگتون نبرد تمدنها بدنام معرفی کنند.

نویسنده: اسماعیل باقری کارشناس ارشد مسائل افغانستان و پاکستان

طنین سنتر، روابط نظامی و امنیتی پاکستان و آمریکا در طول نیم قرن گذشته به ویژه از زمان شکل‌گیری گروه‌های مجاهدین پس از حمله ارتش سرخ شوروی به افغانستان شروع شد و در مقاطع مختلف با فراز و نشیب‌هایی تداوم یافت. حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نقطه عطفی در مناسبات امنیتی واشنگتن- اسلام‌آباد بود و زمانی که آمریکا در دوره جرج بوش به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان حمله کرد، پاکستان عملا متحد آمریکا در مبارزه با تروریسم شد و پس از گذشت یک دهه، آمریکایی‌ها پی به سیاست دوگانه پاکستان در مبارزه با تروریسم شدند و همین مساله موجب شد تا سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در پاکستان و افغانستان بیش از هر زمانی فعال شوند و از ۱۳۹۰ به بعد یعنی در اواخر دولت حامد کرزی موضوع مذاکره با نمایندگان طالبان مطرح شد که در سال ۱۳۹۳ نیز منجر یه گشایش دفتر سیاسی طالبان در دوحه مرکز قطر شد.
در همین دوران نیز سیاست دوگانه اسلام‌آباد و واشنگتن نسبت به مبارزه با القاعده و طالبان تداوم داشت؛ حمله پهپاد آمریکایی به ابیت‌آباد محل اسکان اسامه بن‌لادن، موجب ناخشنودی پاکستان شد، پاکستان از همان زمان احساس کرد که طیفی از شبه‌نظامیان ائتلافی با طالبان بویژه تحریک طالبان پاکستان، ساز ناسازگاری با پاکستان می‌زند، لذا پاکستان بیش از هر زمانی تلاش کرد تا با زاه‌انداز عملیات‌های متعدد بویژه عملیات "ضرب عضب"، عناصر ناسازگار با حاکمیت پاکستان به ویژه جنگجویان خارجی را از خاک خود اخراج کند و در عین حال در سیاست راهبردی مذاکره طالبان با آمریکا نقش اساسی ایفا کرد، با این حال در طول این روندها، آمریکایی‌ها نیز در عین همراه‌سازی ارتش پاکستان با سیاست‌های خود در خصوص مبارزه با تروریسم، عملا از تحریک طالبان پاکستان و حتی عناصر و نیروهای تکفیری داعش(خراسان) حمایت کرده و در این راه از ظرفیت دولت اشرف‌غنی و نهادهای اطلاعاتی افغانستان نیز بهره بردند.
اکنون که بیش از سه سال و سه ماه از سیطره دوم طالبان بر افغانستان می‌گذرد و عملا قدرت در کابل را به دست گرفته، پاکستان در تله همان چیزی افتاده که دیگران از آن به بازی دوگانه یا سیاست دوگانه نام می‌بردند؛ بویژه که ادعاهای اسلام‌آباد در خصوص حمایت حکومت دوم طالبان از تحریک طالبان پاکستان درست بوده باشد.
واقعیت این است که ذبیح‌الله مجاهد طالبان و مقامات فعلی کابل، همواره اتهامات پاکستان در خصوص حمایت از طالبان پاکستان را رد کرده‌اند، اما در عین حال گفته‌اند که حاضر به میانجی‌گری هستند. اما به هر حال همین مساله موجب شده تا زمینه مداخلات آمریکا در پاکستان و افغانستان همچنان فراهم باشد.
در همین راستا «متیو میلر» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، اعلام کرده است که واشنگتن و اسلام‌آباد در راستای شناسایی و مقابله با تهدیدات تروریستی از خاک افغانستان به ویژه حملات گروه‌های تروریستی مانند تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، همکاری نزدیک دارند.
موضوع تهدیدات تروریستی از خاک افغانستان به پاکستان، فارغ از این که چقدر صحت و واقعیت داشته باشد، بیشتر محصول سیاست‌های تفرقه‌افکنانه آمریکا و سازمان سیا و سپس دستگاه اطلاعاتی پاکستان(آی‌اس‌آی) است.
اینکه آقای متیو از همکاری دوجانبه واشنگتن - اسلام‌آباد در حوزه تبادل اطلاعات و مشاوره در زمینه‌های نظامی و غیرنظامی سخن گفته است(«ما همچنان یک شراکت دوجانبه مهم با پاکستان در زمینه مبارزه با تروریسم داریم.»)، به معنی ایجاد امنیت و مبارزه با آن تروریسمی‌ نیست که ما فکر می‌کنیم. در انگاره آمریکا که خود عامل اصلی تروریسم بین‌المللی است، اساسا اسلام زاینده تروریسم است، لذا نباید اظهارات مقامات آمریکایی در مورد مبارزه با تروریسم را باور کرد. نظام سلطه و آمریکا اساسا دنبال ایجاد ناامنی، صدور تروریسم و ارسال تسلیحات برای گروه‌های تروریستی هستند. اخیرا کلیپی از عناصر تی‌تی‌پی منتشر شد که در حمله به یک پاسگاهی در پاکستان، با سلاح‌های پیشرفته دوربین‌دار و دقیق حمله می‌کردند.
لذا مقامات پاکستان اگر دنبال دلیل افزایش حملات شبه‌نظامیان به نیروهای امنیتی پاکستانی در ایالت خیبرپختونخوا و مناطق مرزی با افغانستان هستند، باید بشناسند که با چه بازیگر منافقی همکاری می‌کنند.
هر چند که این گزاره در مورد مقامات طالبان در افغانستان نیز صادق است.
نکته پایانی این در تحلیل افزایش حملات تروریستی در پاکستان از خاک افغانستان، نمی‌توان یک عامل یا متغیر را عامل موثر و تعیین کننده دانست، بدون شک نقش انگلیسی‌ها در تعین مرز اختلاف برانگیز دیورند، مداخله قدرت‌های بیگانه به ویژه آمریکا در امور افغانستان و پاکستان، رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، سیاست‌های دوگانه پاکستان و آمریکا و...، هر کدام تاثیر بسزایی داشته است، اما نکته اساسی را باید در عدم درک درست از دوست و دشمن دانست و همین مساله موجب شده تا آمریکا و غرب به راحتی در کشورهای منطقه نفوذ کرده و با ایجاد و مدیریت تروریسم، عملا اسلام را طبق گفتمان هانتینگتون نبرد تمدنها بدنام معرفی کنند.

لینک کوتاه: tanincenter.ir/0000aa