اظهارات رئیس جمهور کرزی (۴اکتوبر۲۰۱۲) مبنی بر خرید اسلحه از کشورهای روسیه، چین و هند واکنش خشم آلود و طعنه آمیز وزیر دفاع امریکا را بر انگیخت. لئون پانيتا وزیر دفاع امریکا یک روز پس از ابراز نظر رئیس جمهوري افغانستان نارضایتی و ناامیدی خود را بیان داشت و در واقع رئیس جمهور کرزی را متهم به قدرناشناسی کرد. او گفت مناسب آن بود تا آقای کرزی به جای انتقاد از قربانی های امریکاییان که برای افغانستان جنگیدند و جان دادند، سپاسگزاری می نمود. وزیر دفاع امريکا در جمع خبر نگاران گفت که بیش از دو هزار امریکایی در جنگ برای تأمین امنیت و حق حاکمیت افغانستان کشته شده اند.

اگر واکنش خشم آلود و طعنه آمیز وزیر دفاع امريکا در برابر رئیس جمهور کرزی به قول پانيتا ناشی از قدرناشناسی باشد که دو هزار امریکایی در واقع برای حاکمیت او کشته شدند، انگیزه های رئیس جمهور کشور ما در این اظهارات ناشی از چیست؟ از آن مهمتر، آیا اظهارات رئیس جمهور با منافع و مصالح افغانستان همسویی و همخوانی دارد؟ زمینه های اجرایی و عملی آن تا چه حدی متصور و مساعد است؟

رئیس جمهور کرزی در توهم بازی با سیاست های سردار محمد داوود:

صرف نظر از این فرضیه که رئیس جمهور در پی ترساندن امریکایی ها است تا او یا خانواده و یاران هم تیمش را در قدرت آینده نگهدارند و کماکان بار بقای حاکمیتش را با حمایت نظامی و مـالی به دوش بکشند، آیا رئیس جمهور کرزی در صدد آن است تا خود را در نقش سردار محمد داوود بنمایاند و در تبعییت از سیاست های او ظاهر شود؟

محمد داوود با سیاست گوگرد روسی و سگرت امریکایی در شطرنج سیاست افغانستان بازی ناکام و شکست خورده انجام داد. او آنچی را که امروز رئیس جمهور کرزی از تجهیز ارتش افغانستان با سلاح سنگین در مقابله با تهدید پاکستان میخواند، نیم قرن قبل(1953-1963)در کرسی صدارت انجام داد. لویه جرگه را دایر کرد(1955) و تأیید این تجهیز ارتش را با اسلحه روسی و تأمین روابط نظامی با شوروی در مقابله با پاکستان و آزاد سازی به قول خودش پشتونستان محکوم گرفت. سردار محمد داوود این سیاست را ادامه داد. او در این سیاست با یک مؤفقیت و دو ناکامی قربانی شد. مؤفقیت وی به تجهیز ارتش به سلاح روسی بر میگشت، اما ناکامی او در مقابله با پاکستان و آزاد سازی پشتونستان محکوم بود. خود و خانواده اش از نخستین قربانیان این سیاست ناکام بودند.

تشابه انتظارات رئیس جمهور کرزی از امریکا با مطالبات محمد داوود از شوروی:

جالب این است که انتظارات حامد کرزی از امریکایی ها با انتظارات سردار محمد داوود از شوروی در روابط پاکستان و افغانستان مشابهت کامل دارد. اگر سردار محمد داوود با شوروی از طریق روابط نظامی مناسبات دوستانه برقرار کرد و ارتش افغانستان را در حوزه ی نفوذ شوروی و بلاک سوسیالیستی به رهبری شوروی در آورد، انتظار داشت تا روس ها سیاست های خارجی او را در مقابله با پاکستان تأیید کنند و حتا در حالت رویارویی نظامی او را یاری رسانند. حامد کرزی نیز در توهمی چنین انتظاری از امریکایی ها به سر می برد. این گفته ی او در آخرین کنفرانس مطبوعاتی اش(4 اکتوبر 2012) که "امریکا به عنوان بزرگترين متحد استراتیژیک افغانستان هنوز نپذیرفته است که افغانستان از سوی پاکستان مورد حملات راکتی قرار می گیرد"، حکایت از چنین انتظاراتی دارد.

یکسانی سیاست های دیروز شوروی و امروز امریکا در دعوای افغانستان و پاکستان:

اما جالب تر از انتظارات مشابه مرحوم سردارمحمد داوود و رئیس جمهور کرزی از روس ها و امریکایی ها، تشابه و یکسانی سیاست روس ها و امریکایی ها در دو دوره ی مختلف زمانی در مناسبات و دعوای افغانستان و پاکستان است. روس ها در همان زمان شوروی که در رأس این امپراطوری فروپاشیده قرار داشتند و حتا در آغاز مناسبات دوستانه و روابط نظامی با افغانستان از جانبداری موضع کابل در منازعه با پاکستان سخن گفتند، اما در سالهای بعدی و در عمل حتا به حمایت سیاسی و لفظی از موقف دولت افغانستان نپرداختند. سیاست امروز امریکایی ها نیز در منازعه میان افغانستان و پاکستان در واقع همان سیاست دیروز روس ها در زمان شوروی است. بسیاری از سیاستمداران افغانستان از محمد داوود تا زمام داران حزب دموکراتیک خلق در توهم همکاری و حمایت روس ها در منازعه و مخاصمت با پاکستان بر سر خط دیورند و گویا پشتونستان محکوم زیر خاک رفتند. و امروز انتظار حمایت امریکا و ناتو از افغانستان در منازعه با پاکستان توسط حاکمان کشور ما و بیرون از حلقه ی حاکمیت نیز سرابی بیش نیست. وقتی از یک افسر افغان در مورد موقف امریکایی ها بر سر گلوله باران مناطق مرزی کنر پرسیدم که آیا شما را در حمله ی متقابل همکاری میکنند گفت: امریکایی ها به ما میگویند وقتی میخواهید با پاکستان بجنگید سلاح های ما و کمک های ما را به زمین بگذارید.

مشکل سیاسی و راه حل سیاسی:

آیا با تجهیز ارتش به سلاح سنگین که رئیس جمهور کرزی در جهت مقابله با پاکستان از رجوع به روسیه، چین و هند سخن میگوید میتوان مشکل با آن کشور را حل کرد ؟ این ابراز نظر و این آرزو تا چه حدی دست یافتنی و عملی خواهد بود؟ و آیا این سیاست حتا در مرحله ی ادعا و تبلیغات به نفع افغانستان در جهت ثبات و پیشرفت است؟

ممکن است پاسخ های متفاوتی به این پرسش ها ارائه شود؛ اما آنچه که وضاحت دارد به سیاسی بودن مشکل میان افغانستان و پاکستان بر میگردد. منازعه میان افغانستان و پاکستان
منازعه ی سیاسی است و راه حل منازعه هم راه حل سیاسی می طلبد. با خریداری چند سلاح سنگین از روسیه و چین و هند نمیتوان مشکل سیاسی خود را با پاکستان اتومی که ریشه در بیشتر از نیم قرن گذشته دارد، حل کرد. با خرید اسلحه سنگین نیز نمیتوان به توازن نظامی با پاکستان دست یافت. افزون بر آنکه هزینۀ خریداری سلاح از آن کشورها در توان افغانستان نیست، آرزوی خرید اسلحه سنگین از آنها در شرایط افغانستان، با منافع کشور ما در جهت ثبات و پیشرفت سازگاری ندارد.

اما آیا در افغانستان اراده و عزم سیاسی برای حل سیاسی مشکل با پاکستان شکل خواهد گرفت؟ و یا آنکه افغانستان همچنان در گرو سیاست های ناکام حاکمان خود قربانی باقی خواهد ماند.

 http://www.armanemili.af/detail.php?pid=1215